آن طرف خیابان
پیرمرد ایستاده بود دم در و پسر جوان را جلوی همه، بلند بلند نصیحت می کرد؛ وسط حرف هایش هم به مردمی که برای روضه آمده بودند خوش آمد می گفت. پسر سرش را انداخته بود پایین و به حرف های پیرمرد گوش می داد.
پیرمرد: نمی گویم ننداز، بنداز، ولی آخه این چیه؟ خب حداقل اسم معصومی، قرآنی، دعایی، چیزی می انداختی دور گردنت، نه این. حیف نیست تویی که آمده ای مجلس امام حسین، ادای یه عده اجنبی را در بیاری؟ بچه مسلمان را چه به این رفتارها؟
موبایل پیرمرد زنگ خورد و مشغول صحبت شد؛ پسر جوان آرام از مجلس بیرون آمد، گوشی ام پی تری پلیر را در گوشش گذاشت، صدای مداحی را زیاد کرد و با چشم گریان وارد کلیسای آن طرف خیابان شد…
کربلا
این دو – سه روزه بچه ها یکی یکی زنگ میزنند یا پیامک میفرستند و خدا حافظی میکنند و طلب حلالیت!
برای اربعین کربلایند
بغضم را میخورم و زود خداحافظی میکنم و یا با دست لزران پیامک میزنم:
حلالید! مشروط به دعا برای تعجیل در ظهور امام عصر(ع)
السلام علی من الاجابة تحت قبته
چطور است به جای سران فتنه، مرا بازداشت کنید؟
«… آقای “گل آقا”! خدایت رحمت کند؛ نوشتی “خاتمی” و همان خاتمی خوانده شد.
ولی ما در ۹ دی نوشتیم “محاکمه” اما خوانده شد “مناظره”.
نوشتیم “گوشمالی” اما خوانده شد”ماستمالی”.
نوشتیم “ولایت” اما خوانده شد “حکمیت”.
نوشتیم”ابن عباس” اما خوانده شد “ابوموسی”.
نوشتیم “کربلا” اما خوانده شد “کوفه”.
نوشتیم “بین الحرمین” اما خوانده شد “بینابین”.
نوشتیم “اقتدار” اما خوانده شد “اعتدال”.
نوشتیم “دادگری” اما خوانده شد “میانجیگری”.
اصلا آقای آملی لاریجانی! چطور است به جای سران فتنه، مرا بازداشت کنید!
بزنید؛ این گردن من…»
مرد تو کجا بودی؟ آن چیست دستت؟ کیبورد است یا بمب اتم؟ میدانی با ما چه کردهای؟ هر روز منتظریم تا بخوانیم، مطلبت را. وبلاگت را؛ …
بخشی از مطلب محشر حسین قدیانی بود. مطلبی به زیبایی باقی مطالبش. واقعا زبان کم می آورد … دوستی زحمت کشید و ۲۲ مطلب وبلاگش را در یک پی دی اف کم حجم جمع کرده است. دانلود کنید!.
در باب نظرسنجی و غفلت مسئولین
بزرگواری در ذیل پست قبل نظرشان را مرقوم کرده و در مذمت این نظرسنجی اینگونه نوشته اند: «گزارش کامل این نظرسنجی نشان می دهد که ۱۰۰۳ نفر بصورت تلفنی مورد سوال قرار گرفته اند که ۵۲% آنها حاضر به پاسخگویی نشده اند.از هر چهارنفر که به نظرسنجی پاسخ دادند، یک نفر حاضر نشده است بگوید به چه کسی رای داده است» و بزرگواری دیگر ذیل همان مطلبی که جواب در فیس بوک نوشته بود فرموده اند:«فرض کن که توالان تو ایران زندگی می کنی. و فرض کن که همین جور دارن ملت رو می گیرن. حالا تو به میرحسین رای دادی و نشستی تو خونه ات داری فحش میدی! یهو تلفن زنگ میزنه و میگه که تو انتخابات به کی رای دادی؟! جواب تو چیه؟ البته این فقط یه فرض برای رد کردن این نظرسنجیه که مهم هم نسیت که رد بشه یا قبول.»هر چند تنها محور نظرسنجی مذکور سوال در انتخابات به چه کسی رای دادید و اگر انتخابات مجددی باشد به چه کسی رای میدهید نبوده و سوالات دیگری در خصوص مسایل اقتصادی وسیاسی و.. در این نظر سنجی مطرح بوده است لیکن عیوب مذکور و از آنها مهم تر اینکه این نظرسنجی را باید یک نظرسنجی تلفنی دانست مسایلی است که بیانگر این مساله است که این نظرسنچی دقت صد در صدی ندارد لیکن باز به عنوان یک یافته آکادمیک قابل توجه است.
اما آنچه سبب شد که پست قبلی را بنویسم بیان نتیجه نظرسنجی نبود بلکه نفس انجام چنین نظرسنجی بود و نه اینکه بخواهم فکت و یافته علمی بیاورم که در انتخابات تقلب نشده است که بر این عقیده ام که نه این نظرسنجی و نه هزار نظرسنجی دیگر هم این جماعت توهم زده را به خود نمیاورد و حتا اگه تمام ۴۰ میلیون شرکت کننده در انتخابات هم برگه های رای خود را بدست بگیرند و در مقابل چشمان متوهم آنها رای بنویسند و درون صندوق بنویسند باز این جماعت دست از ادعای خود برنخواهند داشت.
بر همین اساس انگیزه نوشتن پست قبل بیشتر پرسیدن این سوال بود از نهادهای مسئول و البته غیر مسئول که چطور کسانی توانسته اند در ایران در این خصوص دست به افکار سنجی بزنند و نتیجه آن را منتشر کنند. در حالیکه چنین مساله یا در ایران صورت نمی گیرد یا اینکه نتایج آن محرمانه تلقی میشود. پس باید قبول کرد انجام این پروژه توسط خارجی ها امر مهمی است. و نتیجه هم آنکه این جماعت که توانسته اند دست به افکارسنجی ایرانی ها بزنند و نتیجه آنها را منتشر کنند بعید نیست که هزاران کار دیگر را داخل مرزهای ایران در غفلت مسئولین امر سامان دهند و آخرالامر تنها نهادهای انتظامی بعد فلان تجمع و فلان آشوب بیایند بگویند این تعداد خارجی دستگیر شدند و فلان سفارت و فلان نهاد خارجی مستقر در ایران آشوبگران را سامان داده بود و در باب نوش داروی پس از مرگ سهراب سخن بگویند.
در باب نظرسنجی
این قسمتی از یک نظرسنجی است در خصوص ایران است که در شهریور امسال صورت گرفته و جواد در فیس بوکش قرار داده بود و از آن به عنوان یک کار نسبتا علمی یاد کرده که در سایت موسسه قرار گرفته است. این نظر سنجی آن طور که در توضیحاتش نوشته شده توسط موسسه طراحی ، اجرا و تحلیل شده و برای دانشگاه مریلند صورت گرفته است که نتایج آن را اینجا مشاهده کنید.
اما فارغ از نتیجه نظر سنجی که میتوان آن را بر اساس مشاهدات شخصی هم قابل قبول و نزدیک به واقعیت دانست؛ نکته ای که برایم جالب است انجام این نظرسنجی و امثال آن توسط موسسات و اشخاص خارجی است که ظاهرن بدون مشکلی اقدام به پر کردن فرمهای نظرسنجی(تلفنی و رایانه ای) کرده اند و کسی هم نگفته که بالای چشمتان ابروست و در کشوری که نتیجه نظرسنجی های موسسات و نهادهای داخلی اعلام نمیشود و حتا مهر محرمانه و خیلی محرمانه میخورد در نوع خود جالب توجه است.
و مساله دیگر اینست که نظرسنجی و افکارسنجی هر چند که در ایران زیاد جا نیافته است ولی چرا نهادی مسئول و غیر مسئول یافته و بانک اطلاعاتی خود را که بر اساس آن برای اینده تصمیم میگرند را به روز رسانی نمیکنند. اگر چنین روشهایی در ایران هم اجرا می شود که ظاهرا اجرا می شود محرمانه و سری تلقی شدن آنها به نظرم کار عبثی می باشد.
هرچند ازین نکته هم نمی توان غافل شد که بسیاری از این نظرسنجی هایی که در ایران صورت میگیرد نظرسازی است تا نظر سنجی به طور مثال توفیق زندگی خوابگاهی سبب شده که دهها نظرسنجی را ببینم که یک شبه داخل یکی از اتاقهای کوی توسط اعضای اتاق فرمهایش پر شده و بالتبع همچین نظرسنجی نمی تواند معیاری برای تصمیم گیری باشد.





