رهبر انقلاب اسلامی در سفر به کرمانشاه و در دیدار با دهها هزار کرمانشاهی با اشاره به انتخابات مجلس شورای اسلامی که در اواخر امسال برگزار میگردد عدم وابستگی به کانونهای قدرت و ثروت را به عنوان مهمترین معیار برای گزینش کاندیدای اصلح بیان کردند و فرمودند:
یک نکته هم البته انتخاب نمایندهى دلسوز و مؤمن و علاقهمند است، که آن هم مسئلهى بسیار مهمى است، اما بعداً زمان کافى داریم. مردم باید کسانى را انتخاب کنند که به کانونهاى ثروت و قدرت متصل نباشند؛ کسانى باشند که واقعاً مردم اینها را بخواهند؛ بر طبق وجدانشان، بر طبق دینشان، بر طبق وظائف انقلابىشان عمل کنند+
به نظر بنده مجلس هشتم و اتفاقاتی که در این مجلس رخداد و همینطور حوادث بعد از انتخابات از یکسو و جریاناتی که منجر به رویدادهای اردیبهشت ماه امسال و دورکاری! رئیسجمهور گردید از سوی دیگر باعث گردیده است رهبری به این مساله اشاره داشته باشند. چرا که در خرداد ماه امسال نیز در دیدار با نمایندگان بدان اشاره کردند و فرمودند:
یک مسئلهى دیگر هم نزدیک شدن به صاحبان قدرت و ثروت است؛ این را ما با شما بىرودربایستى عرض کنیم. بالاخره ما برادرانِ هم هستیم؛ همدیگر را بایستى تواصى به حق و تواصى به خیر کنیم. این خیلى خطر بزرگى است که کسى به خاطر تأمین نمایندگى در یک دوره، نزدیک بشود به صاحبان ثروت یا به صاحبان قدرت؛ این خیلى چیز بدى است؛ این از آن چیزهائى است که خداى متعال از آنها نمیگذرد و انتقام خواهد گرفت. این چیزها روى شخص، روى عاقبت – عاقبت به خیرى که اینقدر برایش اهمیت قائلیم – و روى جامعه اثر منفى میگذارد.+
حالا چه اتفاقی رخ داده است که رهبری این احساس خطر را کرده اند و نسبت به آن تذکر میدهند؟ سرنخش را هم باید در مجلس شورای اسلامی جستجو کرد و هم در جریانات سیاسی موجود که چشم به مجلس نهم بستهاند
از دیدارهای نمایندگان با ایت الله هاشمی رفسنجانی که بگذریم باید از داستان پر غصه دانشگاه آزاد و مجلس هشتم هم بگذریم، از نامه تقدیر از رئیس جمهور هم به واسطه انتصاب جناب اقای رحیمی به معاونت اولی هم با ۲۱۵ امضا هم میگذریم و…
این داستان نزدیکی به کانونهای ثروت و قدرت اینقدر مهم هست که باید هم در سازکار ۷+۸ و هم در جبهه پایداری مورد دقت قرار داد و حضرات را از این مساله برحذر داشت و هم در انتخاب و گزینش کاندیداهای اصلح به وقت رایگیری!

اما حکایت علی مطهری داستان این روزهای مملکت است، نماینده مردم تهران در اعتراض به عملکرد هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی و عدم وصول سوال از رئیسجمهور استعفا داده است. و توپخانه رسانهای هم چند تا از همقطارهای دانشجوی ما را به صف کردهاند که مجلس انقلابی و اصولگرا جای علی مطهری ها نیست+.
با خاندان مطهری به خاطر انتشارات صدرا و انحصار چاپ آثار استاد و تلاششان برای ادامه انحصار و نحوه انتشار آثار استاد مطهری از اینکه هنوز که هنوز است کتاب جدید از استاد چاپ میشود و در نحوه بازچاپ کتابها و …مشکل دارم و عملکردشان را نمیپسندم که حکایت دیگری است
علی مطهری را نماینده واقعی میدانم هرچند بارها گفتهام که علی مطهری از منظر من مصداق اتم آن لطیفه است که طرف رفت پیش روحانی که حاج اقا بشکن زده اشکال داره گفت نه بعد پرسید تکون دادن دست چطور روحانی گفت این چه سوالیه گفت کمر را بچرخونم چی حاج اقا گفت معلوم است که نه و… اخر الامر بلند شد که حاج اقا حالا که اشکال نداره و اجازه دادی تماشا کنید بلند شد به حرکات موزون و آن مثل معروف که تجزیه ات خوب بود ولی مردهشور ترکیبت را ببره و….حال حکایت حرفهای مطهری است که تا هرکس و ناکسی غلطی میخورد بلند میشود که بله ایشون غلط کردند و اشتباه بود اما احمدی نژاد هم در شب مناظره…. و داستانی که بهتر میدانید.
کلیات حرفهای مطهری درست است حرفهای غلطی که در مناظرات بیان شد و حتا کار به آنجا رسید که رهبری در خطبههای نماز جمعه مجبور به دفاع از کسانی شدند که در آن شب مظلوم واقع شدند.
اما چه میشود کرد که نظام بنای محاکمه سران فتنه را ندارد و حضرات مشمول رافت اسلامی هنوز زنده هستند چه برسد به محاکمه خطاهای رییس جمهور و….
به هر حال همانقدر که شیخ قدرت مجلس ششم را اصولگرا و لازم برای مجلس میدانستم افروغ و علیمطهریها را برای مجلس لازم می دانم و نبودنشان را خلا و خسرانی برای مجلس میدانم
علی مطهری آنطور که من ازش شناخت یافته ام یک اصل دارد و آن مخالفت با احمدینژاد است و در این مساله واقعا اصولگراست
مجلس از منظر من باید عصارهی ملت باشد و حال همه ۲۹۰ نفر که نباید مارادونا باشند! بگذارید ماهم نمایندهای داشته باشیم!
و حرف آخر استفاده از ظرفیتهای موجود در قانون اساسی را جرم نمیدانم و طرح سوال از رئیسجمهور را نه تابو میدانم و نه معیاری برای تشخیص بصیرت نمایندگان که فتنه۸۸، فساد اخیر مالی، دانشگاه آزاد و… معیارهای کافی و شاخصهای مناسبی برای تشخیص صلاحیت نمایندگان است