بایگانی برای اردیبهشت

بسم الله

به مناسبتی یک از دعوت نامه های بسیج کارکنان یکی از ادارات برای برنامه باشکوه سالروز ازادی خرمشهر را میدیدم در انتهای دعوت نامه نوشته شده بود
قابل توجه همکاران بسیجی حضور در همایش به منزله ماموریت اداری خواهد بود
بی اختیار بر لبانم جاری شد
السلام علیک یا روح الله 
که چه بر سر میراثش اورده اند.کجاست ان [...]

بسم الله

این بار دیگر داستان بسیجی زنی دستگاه انتظامی نیست بلکه مانور واره ایست که پلیس در خلال نشست اصفهان پلیس های کشور های اسلامی برگزار کرده است
……………………………………………………………………………………………………………….
جایتان خالی دیروز برمضجع سید الکریم حضرت عبدالعظیم بوسه زدیم و…
گویی دعایمان مستجاب شده و که اگر اسباب  زیارت حضرت حسین(ع)میسر نشده امکان زیارت حضرت عبدالعظیم که به مسابه [...]

دلتنگی

بسم الله
امروز چای نبات را دیدم از کوه میامد!
هر چند قیافه ای که من دیدم تا قهوه خانه های دربند صعود کرده بود یا حداکثر کسی را تلکه کرده بود و تله سی سوار شده بود
میگفت برای بچه ها!شعر حماسی خوانده ام و…(البته ما متوجه نشدیم اگر بچه بودند چرا کسی مانع قلیان کشیدنشان نشده [...]

هفته خوابگاه ها گرامی باد

به نظر شما چرا امریکایی نسبت به کشورهایی مثل انگلیس وروسیهیا حتی زاپن

حساس نیستن ولی  به خودشون این اجازه را می دهند که نسبت به کشورهایی مثل ایران و
افغانستان و عراق و…حساس باشن و تو مسایل داخلی این  کشورها  دخالت کنند.
کمی فکر کنید و جواب بدهید.
به نظر من می دونید چرا اینا با ما [...]

زهرا ها زنده اند

بسم الله

داشتم وبگردی میکردم که در وبلاگ شهید مثل یک نمره بیست این نامه را دیدم.البته نامه ای که این مدت خیلی دیده ام و دلم میخواست برای تمامی مسئولان پستش کنم که بی شرف ها اگر خون شهید برایتان مهم نیست و شهید برایتان مرده و جز تاریخ است و…زهرا ها زنده اند

بسم الله

من چه در وهم وجودم ، چه عدم ، دل تنگ اماز عدم تا به وجود آمده ام ، دل تنگ ام
روح از افلاک و تن از خاک ، در این ساغر پاکاز درآمیختن شادی و غم دل تنگ ام…
خوشه ای از ملکوت تو مرا دور انداختمن هنوز از سفر باغ اِرم دل تنگ [...]

                     

برای خیلی از ما پایان نمایشگاه یعنی خداحافظ کتاب تا اردیبهشت سال آینده!
اما برای خیلی ها یعنی سلام کتاب
برای خیلی ها یعنی چه عمر زود گذشت و چه قدر نمی دانیم
و برای خیلی ها یعنی چه کاسبی پر سودی کاش هر  روز نمایشگاه میبود
و برای خیلی ها نمایشگاه یعنی عرضه اخرین های علم
و برای [...]

شام است و تیغ خورشید زندانی غلاف استشمشیر ها! بخوابید دعوا سر لحاف استآن سو یکی که با گرگ سرگرم گاو بندی ستاین سو یکی که با خود مشغول ائتلاف استشعر سفر مخوانید شاعر اسیر زلف استاز کربلا مگویید حاجی در اعتکاف استمردان همیشه مردند آماده نبردندآری ولی نه امشب امشب شب زفاف استدیروز عقده [...]

کوزه شکسته

                                              کوزه شکسته
سالها قبل میرابی بود که همه روزه وظیفه پر کردن حوض دربار را بر عهده داشت.
میراب را دو کوزه بود که یکی سالم ودیگری را روزنه هایی بود .
هر روز که برای پر کردن کوزه ها می رفت نصف آب کوزه سوراخ می ریخت.
یک روز به هنگام استراحت صدایی از کوزه معیوب بر خاست:ای [...]

بگو …خلیج

… نه کوسه هایتاجازه می گیرند از دولت متبوعنه اژدرهای U.Sکاری دارند به کار نقشه های نشنال ژئوگرافینه …فرقی نمی کند نام خانوادگی ات کدام باشدفارس؟!العربی؟!…امٌاتو را به آن سپیده های خاکستریتو را به شروه های بلم چی های سیاهکه مانده تا ابددر حافظه موج هایتتو را به آن غروب خون مردهبگو به ساحل آن [...]

و ناگهان چه زود دیر میشود

بسم الله

۱-دهم اردبیهشت ماه ۸۴اولین پست روزنامه روی وبلاگ قرار گرفت وبلاگی که قرار بود یکی دو ماه به عنوان یک وبلاگ انتخاباتی در کنار ۲-۳ وبلاگ دیگه که اداره میکردم به عنوان حامی یکی از کاندیداها که بعدن شد آقای پرزیدنت در محیط مجازی فعالیت کند و بعد انتخابات هم ما بر گردیم سرخونه [...]

بسم الله

۱- بچه های دانشکده فردا عازم حرم حضرت علی ابن موسا (ع)هستند و ما…
۲- در عزای فاطمه معصومه (س) داغداریم
۳-در ارزو…
۴-
ما سوز دل و حال دعا می خواهیم
توفیق اطاعت از خدا میخواهیم
یک تذکره مدینه و کرب و بلا
از یوسف آل مصطفا میخواهیم
۵-شب جمعه بهشت زهرا بودیم و دعای کمیل و باز هم مجید پازوکی [...]

بسم الله

السلام علی اباالامام المنتظر(ع)
میخواستم تبریک عید بگویم اما به چه کسی
به خودم
به شما
به…
به خودمان که دیگر فراموش کرده ایم بر مضجع شریف اماممان چه رفته
به چه کسی تبریک بگوییم

به همین عکس دل خوش میکنیم و تبریک میگوییم گویی که هیچ بر این حرم نرفته
 
 
 
 
۲-نمایشگاه امسال اصولن به دلمان نچسبید قیامتی بود از ادمهایی [...]

پروردگارا اگر بگریزم به گرفتاری خواهم افتاد و اگر پنهان شوم آشکار خواهم شد .

پس چه بهتر که به درگاه تو گردن خضوع و مذلت به گریبان بیاورم و سر به تسلیم
پیش اورم تا اگر عقوبت فرمایی بر قرار معدلت سزایم را در کنارم گذاشته ای واگر
به بخشایی عین ذات مقدس توست وچه بسیار [...]