بایگانی برای آبان
دلم گرفته
تا درگه تو قبله راز است حسین ما را به درت روی نیاز است حسین گردد در کعبه باز سالی یکباروین کعبه درش همیشه باز است حسین
پ.ن:۱- وعده عاشق خسران زده ماه خدا … عصر روز عرفه، صحن حسین(ع)، کرببلا۲-جوونی ما به فدات حسین جان…کی میبریم به کربلات حسین جان
و آب بر پای عباس سجده کرد
در کوچه های کوفه می دوید و به هر کس که میرسید، میگفت: فردا پیکی به سمت مکه حرکت خواهد کرد تا دعوت بزرگان شهر را به مولایمان حسین برساند
هرکس هنوز نامه ای ننوشته بشتابد و بنویسد، که سعادت دو دنیا در یاری پسر
پیغمبرخداست.
در این همه مسافر حرم نبود جای من؟
بلیط ماندن است مانده روی دستهای من
در این همه مسافر حرم نبود جای من؟
رفیق عازم سفر، فقط «سلام» را ببر
سفارش مریض حضرت امام را ببر
«سلام نسخه» را ببر ببین دوا نمیدهد؟
از او بپرس این مریض را شفا نمیدهد؟
چقدر تا تو با قطارها سفر کند دلش؟
چقدر بگذرند زائرانت از مقابلش؟
چقدر بادهای دوریت مچالهاش کنند؟
و دوستان به [...]
پهلوان! در قلب ملت ایران جاودانه بمان.
مثل یک سلام بود
سید احمد میرزاده
نجمه، پاک و مهربانمثل یک فرشته بوددر دلش خدای خوبآیه ای نوشته بود
آیه ای که معنی اش آفتاب و نور بوداز دل زلال او شب همیشه دور بود
او خودش ستاره بودمثل اسم کوچکشچون که نور می گرفتاز نگاه کودکش
کودکش برای اومثل یک سلام بودخوش به حال نجمه، چونمادر امام بود
نام خودت را میگذاری مهربان…باشد
آشوب شهرا ! مست چشما ! تُرک تازی کن
!
ناز نگاهت کم شده ، یک چشمه نازی کن
داری عرق چینی طلایی روی گیسوهات
شیرین لبا ! با موی خرماییت بازی کن
بالاسرت سجاده ای از نور افتاده …
…
پایین پارا هم برایم جانمازی کن
صیاد ما ساحر ترین فرعون این وادی ست
فرزند موسی [...]





