بایگانی برای آذر

و آب بر پای عباس سجده کرد

کودک خسته از راه طولانی با دیدن لباس های رنگارنگی که از ابتدای سفر نپوشیده است جانی دوباره میگیرد
مادر زیباترین لباس را به او میپوشاند موهایش را شانه میکند و گوشواره اش را مرتب میکند
کودک شاد خندان خود را به دامان عمه می اندازد
-عمه جان خوشگل شده ام
-بله دختر قشنگم
-مامان میگه فردا روز عیده برای [...]

کفش تمام شیعه نثار عدوی تو

فردوس، ماکتی ست ز ایوان کوی تو
یوسف اسیر جلوه و مبهوت روی تو
شیعه خبرنگار غدیر است در جهان
کفش تمام شیعه نثار عدوی تو

دردسر

هر روز سراغ درددسر می گردم
با عشق به دنبال خطر می گردم
گفتی که برو،چشم، ولی چون خورشید
شب می روم و سپیده بر می گردمبیژن ارژن

و آب بر پای عباس سجده کرد

بوی خون همه جا را فرا گرفته

بازار قصابان همیشه بوی خون میداده
اصلن عید قربان است و بره کشان
اما این بوی خون…
شاید از ان جنازه ی بی سری باشد که از دارالعماره تا بازار روی زمین کشیدند
اما جنازه مسلم که اینک بر دروازه شهر است
پس این بوی خون

و آب بر پای عباس سجده کرد

کودک را بوسید  و با انگشتانش اشکهای دخترک را پاک کرد و در حالیکه موهای روی شانه ریخته اش را نوازش میکرد  روی پای خود نشاند. برایش از نامه های کوفیان گفت ، از هوای دل انگیز کوفه و باغات آن که به میوه نشسته است و مردمانش که در نامه هایشان نوشته بودند که [...]

به یاد مظلومیت غزه شمعی برافروخته ایم

کامنت های سایت مجمع را چک میکردم که کامنت یکی از دوستان توجهم را جلب کرد گله کرده بود که چرا مثلثی های همبستگی وبلاگ نویسان به هفته بسیج نپرداخته است.هرچند انتقاد به جا و درستی است اما نپرداختن ما به این امر چیزی از اهمیت شجره طیبه ای که امام روح الله بنا نهاد [...]