بایگانی برای فروردین
آخرش که چی؟
دلم برای انتخابات های گذشته تنگ شده است آن روزها که اینقدر مثلمان مثال گاو پیشانی سفید نبود که حضور در خیلی جا ها را به واسطه ملاحظات شخصی رد کنم. و دایره دوستان و آشنایانم انقدری محدود بود که بتوانم توجیه شان کنم و یاد دستشان را بگیرم و با خود اینطرف آنطرف [...]
تا انتخابات
این روز ها با گرم تر شدن فضای انتخابات، هر جا که میروی صحبت از کاندیداهای مختلف است گروهی بر طبل احمدی نژاد میکوبند و گروهی فحش میدهند و اسمان به ریسمان میبافند و دلیل قطار میکنند که هرکس جز احمدی نژاد.
برعکس همیشه این روزها بیشتر شنونده ام، نه اینکه هنوز به نظری نرسیده باشم [...]
بر روح خدا سلام ما را برسان
بر روح خدا پیام ما را برساندلتنگی بی تمام ما را برساناز جانب ما ببوس رویش بانودیدیش اگر سلام ما را برسانمحسن رضوانی
پ.ن:نامه امام روح اله به همسرشان در سفرحج«تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور
چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت [...]
بیست و دو سال بعد از ان روزها
کتاب دشت شقایق های محمد رضای بایرامی اولین کتابی است که در سال ۸۸ می
خوانم، خاطرات سربازیش است در خلال سال ۶۶و ۶۷کتاب خواندنی از آب در آمده و چه خوب موقعی هم هست درست بعد از سفر، وقتی هنوز حال و هوای مناطق
عملیاتی جنوب را دارم. حالا بگذریم که فرصتم تا امتحان محدود [...]





