سفر به گرای ۲۷۰ درجه
سفر به گرای ۲۷۰ درجه را تازه تمام کردم، درست چند سال بعد از آنکه من قاتل پسرتان هستم را خواندم . تعجب کردم که چرا وقتی من قاتل پسرتان هستم چاپ شد عده ای بهشان برخورده بود و قیل و قال میکردند که از سفر به گرای ۲۷۰ تا من قاتل پسرتان هستم خیلی فاصله است اما به نظرم اگه علی و میرزا را از سفر به گرای ۲۷۰ حذف کنی همان من قاتل پسرتان هستم بود نگاه تلخی که دهقان به جنگ دارد در هر دوتا یکیست. بلکه این حواشی و ادم های جنگند که دهقان در سفر به گرای ۲۷۰ درجه روایتشان میکند ادم هایی که کارهایشان گاه به خنده ات وا میدارد و گاه به تحیّر. دهقان به عنوان یکی از هزاران ناصر این مملکت که خود در بطن این وقایع بوده و از نزدیک و با پوست و گوشت واستخوانش آنها را لمس کرده است به کارهای علی و میرزاها خندیده ، حیدرها را دیده و با عبدالله ها دویده است و رسول های جبهه را درک کرده است و راننده ای که تصویر میکند همان گونه است که دیده در این کتاب سعی کرده است آنچه را دیده به نسل ما منتقل کند. تا ما نیز سهمی از آن گنجینه داشته باشیم






Thanks for posting about this, I would love to read more about this topic.