چرا فیلم کودتای بیست و هشتم مرداد ساخته نمی‌شود؟!

سرهر چهارراهی که بروی دستفروشی را میبینی که دارد فیلم می‌فروشد، وقتی نگاهت به فیلم‌هایی که روی زمین چیده شده بیافتد حتا از انسانیت خودت هم خجالت می‌کشی چه برسد که بخواهی در میان جعبه و دسته‌ی فیلم‌هایش بگردی که شاید فیلم خوبی در میان آن‌ها باشد وقتی که گلچین و ویترین کارهایش تصاویر نیمه عریان هنرپیشه های فیلمی مبتذل و درجه چند هالیوود است و سرت را برمیگردانی که نهی از منکر هم وقتی خودت دنبال فیلم هستی مسخره ترین کاری است که می‌شود کرد.

تجارت فیلم یکی از پرسودترین تجارت‌های شبه مشروع در ایران است که بی اعتنا به قوانین کپی رایت جهانی با تکثیر غیرمجاز آن‌ها با نازل‌ترین قیمت در هر خیابانی به فروش می رسد که نهایت زحمتی که برده است زیرنویس پر از غلطی است که  برای آنها تهیه شده البته تکثیر و کپی رنگی بی کیفیت پوستر فیلم هاست.Grunge vintage television

امری که براساس آمار و براوردها صدها میلیارد تومان به جیب مافیای فیلم در ایران روانه کرده است. هرچند که ظاهرن پس از آن‌که این مافیا دست از تولیدات داخلی برداشتند و به صورت تخصصی به توزیع غیرمجاز فیلم‌های خارجی بسنده کردند دستگا‌ه‌های مسئول از برخورد با آن دست برداشتند و گویی همین که با این مشاغل کاذب چند نفری به کاری مشغولند راضی‌اند و فراموش کرده‌اند که این فیلم‌ها چه بر سر فرهنگ و اخلاق این جامعه می‌آورند.

فیلم‌های تاریخی و سیاسی بویژه آن‌ها که مربوط به جنگ جهانی دوم است را دوست داشته ام و اگر فرصت و مجالی برای فیلم دیدن داشته باشم ترجیح مید‌هم که از میان فیلم‌هایی انتخاب کنم که  به این موضوعات پرداخته اند

موضوعی که گویی که فیلم‌هایی که در مورد ان و حواشی اش ساخته شده است بی‌نهایت و تمام نشدنی است. و حتا شاید آماری در خصوص تعداد فیلمهایی که با موضوعیت جنگ جهانی دوم و حواشی اش ساخته شده است وجود نداشته باشد

نگاهی به تاریخ معاصر ایران نشان می‌دهد که سیر حوادث و تاثیر آن‌ها در روند کشور به گونه‌ای بوده است که هر سال و ماه‌ش ارزش صدها سوژه برای نوشتن کتاب، داستان،رمان و ساخت هزاران فیلم و سریال را دارد لیکن محافظه‌کاری عجیبی در رویارویی با این حوادث وجود دارد که خیلی از نویسندگان و فیلم‌سازان ما ترجیح می‌دهند که به جای آنکه داستانی در زمان مشروطه را به عنوان سوژه فعالیت خود قراردهند داستان بی خطر روابط دختر و پسری که اخرالامر به ازدواج ختم می‌شود را بعنوان موضوع فیلم‌های خود قرار دهند .

هرچند شاید یکی از اساسی ترین ضعف‌های ما در رویایی با تاریخ معاصر کشورمان عدم پرداخته شدن به تاریخ باشد وشاید در این حوزه ضعیف عمل کرده ایم و یاید از مورخین گله کرد که چطور هنوز به مقدار کافی و وافی این حوادث را مکتوب نکرده‌اند و از دستگاه‌های مسئول شکایت کرد که چطور در این خصوص اهمال نموده‌اند و اسناد تاریخی را در دسترس پژوهشگران قرار نداده اند .شنیده ام در کتاب‌خانه مجلس میلیون‌ها صفحه سند وجود دارد که هنوز در اختیار جامعه علمی قرار نگرفته است و بعید نیس که در مراکز دیگری نیز اینگونه آرشیوها موجود باشد که انتشار آن‌ها می‌تواند دید ما را نسبت به گذشته و حوادث آن روزگار و چرایی آن‌ها که بر اساس معدود آثار منتشر شده است شکل گرفته است را تغییر دهد

لیکن با تمام این ضعف‌ها رویارویی با این حوادث و نگاه به این حوادث تاریخ از منظرهای گوناگون باید در دستور کار قرار گیرد هرچند نگاه تحریف شده به تاریخ اثرات زیان باری دارد که از اثراتش از مسکوت گذاشتن این حوادث بیشتر است وظاهرن دلیل پرهیز دستگاه‌های مسئول با این واقعه نیز همین توجیه می‌باشد. اما باید تاکید کرد که همان‌گونه که جهان غرب با استفاده از صنعت سینما تاریخ خود را به خورد ما و جهانیان می‌دهد ما نیز چاره‌ای نداریم جز آنکه با استفاده از هنر تاریخ خود را برای آینده‌گان به ارث بگذاریم.

با این اوصاف به نظر می‌رسد حتا روایتی رسمی از این حوادث باید هرچه زودتر تهییه و در دسترس فیلم‌سازان قرار گیرد تا به خلق آثاری در این خصوص اقدام کنند کدام ایران وطن‌دوستی است که  از کودتای ۲۸ مرداد کینه امریکا و انگلیس را به دل نداشته باشد لیکن هنوز روایتی تصویری برای معرفی این اتفاق نه برای جهانیان  و مردمان جهان که برای مخاطب ایرانی نیز وجود ندارد.

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Twitter

نکته‌ای حقوقی در خصوص سریال فاصله‌ها

پیش‌گفتار: هرچند با دیدن چند قسمت از یک سریال‌ طولانی  که تابستان ۸۹ را پر نموده نمی‌توان بر آن نقد نوشت لیکن آن‌چه بیان می‌گردد تنها بخشی از داستان این سریال ‌طولانی است که با پرس‌ و جویی هم که از چند بیننده پر و پا قرص این سریال داشتم نقض آن را بیان نکردند.

ظاهرن داستان بیتا خانم و فساد ایشان از آن‌جا آغاز گردیده بود که پدرش در حالت مستی اقدام به قتل مردی می‌نماید که قصد تجاوز به دخترش را داشته و بیتا با احساس دین نسبت به پدرش به خاطر آن‌که برای حفظ نجابت او دست به جنایت زده بوده است سعی در جمع‌آوری مبلغ دیه مقتول و کسب رضایت از اولیا دم را داشته تا از قصاص پدرش جلوگیری نماید که در این راه در هزار و یک منجلاب سقوط می‌کند و داستان این سریال شکل می‌گیرد.

faseleha

فقهای عظام در ذیل آیه شریفه ضمن تبیین بحث قصاص چگونگی عفو و بخشش قاتل را نیز بیان کرده اند چرا که همانطور که در آیه شریفه داریم بخشش قاتل امری معروف و پسندیده معرفی شده است

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿*﴾ وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَاْ أُولِیْ الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ﴿*﴾ آیات ۱۷۸و ۱۷۹ سوره بقره

اما نکته حائز اهمیت در این خصوص اینست که چه کسانی می‌توانند قصاص و عفو نمایند؟

قصاص قاتل برعهده اولیا دم می باشد  به گونه‌ای که اگر کسی بدون اجازه آن‌ها اقدام به قصاص قاتل نماید خود مرتکب قتل عمد شده و قابل قصاص می‌باشد چرا که در ماده ۲۱۹ قانون مجازات اسلامی مقرر شده است : کسی که محکوم به قصاص است باید با اذن ولی دم او را کشت . پس اگر کسی بدون اذن ولی دم او را بکشد مرتکب قتلی شده که موجب قصاص است .

و همین‌طور در فرض مثالی که ولی دم برای مقتول وجود نداشته باشد یا ولی دم از قاتل شکایت ننماید قاتل قصاص نمی‌شود و به حبس محکوم ‌می‌گردد.

همانطور که اشاره شد در شرایط استیفای قصاص آمده است که اولیا دم می‌توانند قاتل را قصاص نمایند یا عفو کنند یا به دیه یا کمتر یا بیشتر از دیه تراضی نموده و از قصاص گذشت نمایند.

لیکن بر خلاف آنچه که دراین سریال مطرح بود که همسر متوفی را به عنوان ولی دم نشان میداد که بیتا در تلاش برای جمع آوری پول و پرداخت مبلغ دیه و کسب رضایت او بود و در ادامه نیز خانواده سعید باب مذاکره را با او بازکرده تا رضایتش را فراهم نمایند، همسر (زن و شوهر) به عنوان ولی دم یکدیگر نمی‌باشند و حق قصاص و عفو قاتل همسر خود را ندارند بلکه این سایر وراث می ‌باشند که باید در این خصوص تصمیم بگیرند

چرا که ماده ۲۶۱ قانون مجازات اسلامی مقرر داشته است: اولیای دم که قصاص و عفو دراختیار آنهاست همان ورثه مقتولند ، مگرشوهر یا زن که در قصاص و عفو و اجرا اختیاری ندارند .

با این اوصاف داستانی که حول پرونده پدر بیتا و کسب رضایت اولیا دم شکل گرفته بود و بهانه‌ای برای بیتا فراهم کرده بود تا به رفتار خلاف شرع دست بزند بر یک فرض غلط استوار بود و کاراکتر همسر متوفی که در طول داستان به عنوان یکی از معدود چهره‌‌های منفی زن سریال نشان داده شد اساساً هیچ کاره بود و جز اولیا دم محسوب نمی‌گردید و باید فرزند یا پدر و مادر متوفی به عنوان ولی دم در داستان مطرح می‌گردید.

در تیتراژ پایانی این سریال نام یک مشاور حقوقی به چشم می‌خورد که باید گفت یا از مشاوره ایشان بهره‌ای گرفته نشده است یا اینکه این مشاور نیز به سان برخی مشاوران مذهبی سریال‌ها که مهندس می‌باشند در زمینه غیر تخصصی خود اقدام به ارائه مشاوره نموده‌اند.

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Twitter

خداوند هر که را خواست از خانه‌اش بیرون می‌کند

مسجد پر شده ازین بچه مدرسه‌ای ها که به هوای کلاس‌های تابستانه و فرهنگی از سر و کول هم بالا می‌روند. وقت اذان و نماز هم حالی‌شان نیست کافیست سه نفرشان در صف نماز کنار هم بنشینند تا به رکعت دوم نرسیده یکیشان از خنده ریسه برود و نماز آن دو تای دیگر را هم خراب کند و چه زجری می‌کشند این مربی‌ها، پیش از نماز برای جدا کردن آن‌ها و پخش کردنشان میان جمعیت.

همه‌ی این‌ها یک طرف بزن بزنی که می‌کنند بر سر اینکه کدام یکی‌شان مغرب را تکبیر بگویند و کدام‌یک عشا را و بافی که با چک و چانه‌ی آویزان باید در صف‌های نماز بنشینند و در حسرت فردا که آیا بتوانند مکبر شوند یا نتوانند، موضوعی که خودش می‌شود سوژه پیرمردهایی که گویی سر کلاس نشسته‌اند هر کدام میز و صندلی گذاشته‌اند به نشان هزار و یک درد ناشی از صفحه اول شناسنامه که در شکل نماز خواندنشان تجلی یافته است. و دائم غر می‌زنند که مگر مسجد جای بچه است و مهدکودک ؟ و عاجزانه گله می‌کند که حواسم را پرت می‌کنند در نماز و نمی‌فهمم چه می‌خوانم و رکعت چند نماز هستم از بس که آتش می سوزانند این چهار علف بچه!

دیشب پسر بچه‌ی پر رویی که کفر یکی از پیرمردها را با شیطنتش بالا آورده بود به دوستش می‌گفت مسجد نه خانه‌ی ماست نه خانه‌ی پیرمردها خانه خداست صاحب‌خونه هر کدوم را خواست می‌تونه بیرون کنه و با هم زیر نگاه‌های خشمگین پیرمرد ریز می‌خندیدند.

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Twitter

گذر زمان

Khamenei-namzeFetr-001

چشم‌هایت را که به هم بزنی

این یک هفته انتظار که هیچ

سی روز ماه مبارک هم گذشته

و باید مهیای نماز عید فطر شد

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Twitter

تشکیلات

اتفاقاتی درون اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان رخ داده است دورا دور چیزهایی شنیده‌ام، کاری از دستم برنمیاید جز اینکه چون مجدالدین امیدوار باشم :

«خدا کند هم زمانی انشقاق چند تشکل اصولگرا معنی و متولی واحد نداشته باشد»

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Twitter

مطالب بیشتر ...

مهمانی

انتظار برای حکومت جهانی امام مهدی (عج)

کادوی تولد!

مرثیه ای برای بی غیرتی